کد خبر: ۱۰۲۴۰۵
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۷:۴۹
مدرسه تعاونی که فلسفه ایجاد عدالت آموزشی و رفع محرومیت بدون قصد انتفاع باشد، با الگویی که پیش روی خود قرار داده چه سرانجامی دارد؟

پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان- مریم ضیایی: ایده ایجاد مدارس تعاونی و مشارکتی مدتی است که از زبان مسئولان آموزش و پرورش شنیده می شود؛ در مدل مدارس تعاونی مدارس دولتی به صورت تعاونی توسط جمعی از معلمان، بازنشستگان فرهنگی و اولیا اداره می شوند و آنها می توانند در اداره و نحوه آموزش مدرسه تعاونی اظهار نظر کنند در توجیه این ایده گفته می شود که در این نوع از مدارس، معلمان مهم ترین اعضای صاحب سهم هستند، و به همین دلیل احساس تعلق بیشتری به مدرسه، کیفیت آموزش و تربیت در آن خواهند داشت و در کنار آن هزینه تحصیل نسبت به مدارس غیرانتفاعی کمتر خواهد بود، علاوه بر این توسعه این گونه مدارس بار اقتصادی دولت ها را در حوزه آموزش و پرورش سبک تر خواهد کرد. برخی نیز در توجیه مدارس تعاونی، تعلق سود و منفعت آن به فرهنگیان می دانند و تراکم صنف فرهنگیان و قدرتمند شدن آنها را از منافع مترتب بر ایجاد این مدارس عنوان می کنند.

مدارس تعاونی در کشورهایی چون مالزی و انگلیس نیز وجود دارد که در آن هدف انتفاع نیست و ایجاد عدالت آموزشی و رفع محرومیت دلیل ایجاد و تصدی گری مدرسه است. این ایده از دهه هفتاد در ایران اجرا شده و طبق تفاهم نامه ای که 23 سال پیش میان وزارتخانه‌های آموزش و پرورش و وزارت تعاون بسته شده زمینه فعالیت این نوع مدارس فراهم شده است.

در هر حال طبق قانون، مدارس در کشور یا دولتی هستند و یا غیردولتی و مدارس تعاونی ذیل مدارس غیردولتی تعریف می شوند؛ مدارس تعاونی در لایحه برنامه توسعه ششم هم پیش بینی شده و در آن به بخش تعاون اجازه داده شده تا به حوزه آموزش و پرورش وارد شود.

در مدارس تعاونی در انگلستان صاحبان سهام تنها در بخش آموزشی و شیوه اداره مدرسه دخالت می کنند اما الگویی که در ایران مطرح شده علاوه بر بعد آموزشی مسائل اقتصادی را هم مدنظر دارد. ایده پردازان مدارس تعاونی در ایران معتقدند: "اگر بعد اقتصادی مکمل وجه مدرسه ای و مشارکتی نباشد مدرسه تعاونی کامل نخواهد بود؛ یعنی اگر معلم و اولیا، خودشان صاحب مدرسه نباشند و نقش اقتصادی خود را ایفا نکنند نمی توان در راستای منافع و هدف مدرسه تعاونی حرکت کرد. همین امر باعث می شود انگیزه های کامل برای ایجاد یک مدرسه متفاوت ایجاد نشود".

با تمام این بحث ها؛ آنچه امروزه اعتقاد به آن در دنیا وجود دارد سرمایه گذاری دانستن حقیقت هزینه در آموزش و پرورش است و به همین جهت شانه خالی کردن دولت ها از هزینه در این بخش پسندیده نیست زیرا در آینده ­ای نه چندان دور این هزینه به کشور باز می گردد اما به نظر می رسد در ایران به جای تلاش برای بودجه ریزی عملیاتی و بهینه کردن مصرف بودجه و سامان دادن به اقتصاد آموزش و پرورش، دولت ها به دنبال کاهش بار هزینه ای خود در این بخش هستند، پس از اجرای ناموفق طرح مدارس غیرانتفاعی و آسیب های فراوان اجتماعی، آموزشی و ضعف نظارتی در آن، طرحی با تاکید بر بخش اقتصادی به نام مدارس تعاونی مطرح شده است. ­

برخی کارشناسان حوزه اقتصاد آموزش و پرورش ایده تعاونی کردن مدارس و سپردن امور به دست تعاونی‌ها را نسبت به خصوصی‌سازی جایگزین بهتری می دانند اما خطر کنار کشیدن دولت از حوزه اقتصاد آموزش و تبدیل شدن آن به یک ناظر صرف یک خطر برای حوزه فرهنگ و هویت ملی کشور محسوب می شود علاوه بر آن که با حاکمیتی بودن آموزش و پرورش که صراحتا در اسناد بالادستی به آن تصریح شده است در تضاد است.

بررسی نشست آذرماه مدارس تعاونی و ردپای عمیق موسسه تعاونی راه رشد هم جالب است، یکی از مسئولان این موسسه آموزشی می گوید: "بناست بعد از تغییراتی که ایجاد می شود این موسسه تعاونی شود." اما آنچه در سایت دبیرخانه توسعه مدارس تعاونی آمده؛ عنوان تعاونی فرهنگی و آموزشی راه رشد است، بررسی های ما نشان می دهد که این مدرسه نمونه کامل یک موسسه انتفاعی و بنگاه اقتصادی است که سهامش در طول چند سال از ده هزار به چند صدهزار رسیده و یک بافت کاملا مرفه و غیراسلامی دارد ضمن آن که نحوه اداره آن با وجود سابقه تفاهم نامه مدارس تعاونی، تفاوتی با سایر مدارس ندارد. حال سوال اینجاست که چگونه نمونه یک مدرسه با مدل اقتصادی سرمایه داری و مدل فرهنگی لیبرال بناست نمونه و الگوی مدارس تعاونی در الگوی جدید باشد؟!

مدرسه تعاونی که فلسفه ایجاد عدالت آموزشی و رفع محرومیت بدون قصد انتفاع باشد، با الگویی که پیش روی خود قرار داده چه سرانجامی دارد؟ آیا این مدارس پوشش جدیدی برای توجیه خصوصی سازی و کاهش تصدی گری دولت است؟!

نام:
ایمیل:
* نظر: